
یادمه xa0معلم شیمیمون ساعت 12میومدمدرسه و تا ساعت 2 ماباهاش کلاس داشتیم....واقعا خسته کننده میشد..یروزماتصمیم گرفیم درمدرسه روببندیم...اومد انقد در زد... نگو... جالب اینجاست نمیرفت ...اخرش بعدیه ربع سرایدارمدرسه شنیده بود درو بازکرده بود... بماند که چقد فحش خوردیم.. از اون ببعد ایفون وصل کردن به در.. دیگه این نقشمون کارساز نبود.. واسه همین هفته بعدش همه باهم رفتیم خونه... آخ آخ چقد خوش گذشت خدایی... خیلی دعوامون کردنا..ولی می ارزید...
ادامه مطلب
حسین را نمیشناسم ولی وقتی ازراننده تاکسی خواستم ضبطش را روشن کند گفت:جوان مگه مسلمان نیستی؟امروز روز اول محرم است!! فکر کنم بخاطر همین کرایه ام را دو برابر حساب کرد! xa0 حسین را نمیشناسم ولی گویا حاجی سر کوچه خوب او را میشناخت که تا نیمه شب چنان بر طبل میکوبید تا کودکی ک xa0از زور گرسنگی به سختی خوابش برده بوده باز بیدار شود... xa0 حسین را نمیشناسم ولی شاید فردا سراغش را از پیرزن کارتن خوابی که تا صبحxa0 جلوی حسینیه به خود پیچیده بود گرفتم... xa0 حسین را نمیشناسم ولی عده ای را میشناسم که نشئه می...
ادامه مطلب
والله که من عاشق چشمان تو هستم.... والله که توباخبرازاین دل زاری.... xa0مهمان خیالم شده ای هرشب و هرشب والله شبیه منه دیوانه نداری حقا که مرادی و مریدت شده ام من... حقا که تو خورشید زمینی و زمانی حاشاکه بغیر از تو کسی در دلم افتد هم سرور و هم بیسر و هم عین و عیانی هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ای وای بمن گر تو مرا یار ندانی باید بتو زنجیر کنم بند دلم را جانی و جهانیو چنینیو چنانی xa0 ای نورتر از نور تر از نورتراز نور ای ماه تر ازماه تر از ماه تر از ماه تاامرکنی خاک دردرگه ت هستم ای شاه ترازشاه تر...
ادامه مطلب
دیدی که سخت نیست... تنها بدون من؟ دیدی که صبح می شود... شب ها بدون من؟ این نبض زندگی... بی وقفه می زند فرقی نمی کند... با من...بدون من دیروز گرچه سخت... امروز هم گذشت طوری نمی شود... فردا بدون من بدون تو اما... نفس نمیکشد هوا xa0قدم نمیزند زمین سکوت میکند غزل بدون تو یعنی همین… xa0 تازگیاخیلی زود زود دلم تنگ میشه... نمیدونم بدون من چیکارمیکنی.. اما حتی تصور بدون توبودن برام درداوره......
ادامه مطلب
بعضیا چه زود برا ادم خاطره میسازن...چیزی نگذشته از زمان اشناییمون..اماهرروزش برام خاطرس....گاهی دلتنگشون میشم...بعد بخودم نهیب میزنم که بیخیال....الانم میتونی خاطره سازی کنی... بعد مثل دیوونه ها میگم.. خاطره میسازم اما.....اما هیچکدوم مثل اون قرار اول نمیشن که وقتی از ماشین پیاده شدم باپابرم توی جوی اب... یامثلااون شب که رو موتور برام اهنگ همین خوبه از ابی و شادمهر و میخوند و باصدای قشنگش دلمو اروم میکرد... یامثلا هیچکدوم مثل اون شب نمیشه که بیستا ب*و*س*ه ازش طلبکار بودم بخاطر اینکه سوتیمو توجمع...
ادامه مطلب