واقعیت این روزها

خرید بک لینک
حسین را نمیشناسم ولی وقتی ازراننده تاکسی خواستم ضبطش را روشن کند گفت:جوان مگه مسلمان نیستی؟امروز روز اول محرم است!!

فکر کنم بخاطر همین کرایه ام را دو برابر حساب کرد!

حسین را نمیشناسم ولی گویا حاجی سر کوچه خوب او را میشناخت که تا نیمه شب چنان بر طبل میکوبید تا کودکی ک از زور گرسنگی به سختی خوابش برده بوده باز بیدار شود...

حسین را نمیشناسم ولی شاید فردا سراغش را از پیرزن کارتن خوابی که تا صبح

جلوی حسینیه به خود پیچیده بود گرفتم...

حسین را نمیشناسم ولی عده ای را میشناسم که نشئه میکنند و برای زنجیر زدن آماده میشوند...

حسین را نمیشناسم ولی میشناسم بسیاری را که ماهها میدزدندو میچاپند و چند روز نذری میدهند تا این را به آن در کنند

حسین را نمیشناسم ولی حسینی ها را خوب میشناسم...

ازهردری سخنی...

ما را در سایت ازهردری سخنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 6:10

صفحه بندی